حمد الله مستوفى قزوينى
مقدمهء مصحح 54
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
- در جنگ خيبر پس از بروز قهرمانيهاى بسيار از مولاى متّقيان ، بويژه غلبه بر عمرو عنتر ( عمرو بن عبدودّ ) ، پيامبر ( ص ) او را دعا فرمودند : على گشت پيروز در رزمگاه * بر مصطفى آمد آن رزمخواه دعا كرد او را رسُول إله * كه او بود پشت و پناه سپاه دل كافران شد شكسته از اين * دگر كس نيارست از او جُست كين از آن پس هر آنكس كه نامش شنيد * تو گفتى روانش ز تن برپريد » - بعد از آن كه پيامبر اكرم ( ص ) در باب « حديث إفك » نظر مولاى متّقيان را جويا شدند ، « على گفت : « چندين چه پيچى از اين ؟ * رها كن ورا ، ديگرى كُن گزين نه جز او دگر زن نكوروى نيست * دگر خواه اگر در دلت زو شكيست » ازاينروى با مرتضى عايشه * نبُد بعد از آن باصفا عايشه » - كتابت صلحنامهء حديبيّه به توسّط حضرت على ( ع ) به حكم پيامبر : « به حكم پيمبر على آن زمان * نوشتى همى عهدنامه در آن - توسّل ابو سفيان به حضرت ( على ) و تقاضاى وساطت از ايشان نزد رسول اللّه ( ص ) : « به پيش على رفت از اين كار صخر * از او كرد درخواه بسيار صخر على هم نپذيرفت ، از فاطمه * همان بود درخواستش كز همه به دو فاطمه گفت : « كار زنان * نباشد چنين كار ، بگذر از آن » چو از هيچ جايش اميدى نماند * بناچار بر سوىِ مكّه براند » - فرستادن حضرت رسول ( ص ) على مرتضى ( ع ) را به نيابت از جانب خود براى جبران خطاى خالد بن وليد در فتح مكّه : « چو زين آگهى پيشِ سيّد رسيد * دژم گشت ، ازاينروى درهم كشيد چنين گفت با مرتضى مصطفى : * به جاى جفا كرد بايد وفا به قوم جُذيْمه شو اندر زمان * همه دلجويى كن از آن مردمان به حكم پيمبر على شُد به راه * بيامد به نزديكى آن سپاه رضاى دل همگنان بازجُست * ز تدبير او شد شكسته درست كسى را كه كشته بُدند ، خونبها * بدادو وازآن كرد تُندى رها